مصاحبه با آقای ادریس کرمی

 لطفا خودتان را معرفی کنید. سلام دوستان ادریس هستم یک رهپو - وابستگی به مواد اعتیادآور 2سال  -  مواد مصرفی قرص ترامادول  –  رهایی 1 ماه و 10 روز  –  استاد راهنما جناب آقای کیانوش نریمانی

آقای کرمی- در ابتدا از حس و حال خود بگویید ؟ حس و حال خوب و خیلی عالی

خانم موسوی- شما چه حس و حالی دارید؟ خیلی خوشحالم از اینکه فرصت پیدا شد تا رشد کنیم انشاالـ.. که لیاقت آن را داشته باشیم.

آقای کرمی- مانعی که سد راه برای رهایی شما می شد چه بود و چرا مسیر رسیدن به قطع مصرف سخت بود؟ به نظر خودم تفکر خودم ، نمی توانستم طرز تفکر خود را نسبت به زندگی عوض کنم، رفتارهای اعتیادگونه دوران مصرف وجود داشت. همچنین یک روزه به مصرف قرص نرسیدم 3 الی 4 سال نامزد اعتیاد بودم. بعد از یک بار عود مجدد برایم خیلی سخت بود.

به نظر شما چرا مدت زمان رسیدن به قطع مصرف شما طی 15 ماه و 14 روز (پانزده ماه و چهارده روز(انجام و در زمانی طولانی انجام صورت گرفت؟ باورهای خود را از دست داده بودم. فکر می کردم بدون مصرف نمی توانم زندگی کنم.

چه چیزی باعث شد ابتدای ورود که به عنوان تازه وارد در جلسه حضور داشتید، تاکید کنید می توانید به قطع مواد برسید؟ با دیدن افراد، اعلام سن اعتیاد آنها، تخریب ها و نوع مصرف به خودم امیدوار می شدم.

نظرتان راجب راهنمایتان چیست؟ سوال سختی است. در زمینه اعتیاد دانایی بسیاری دارند اگر صحبتی می شود آینده آن را در نظر دارند ولی من ابتدا احساس می کنم حس و حال من را در نظر نگرفته اند. ابتدا ناراحت می شوم ولی بعد نه. قدم گذاشتن در مسیر درست چون به معرفت آن نرسیدم ناراحت می شوم ولی در ادامه متوجه می شوم و راه آسان تر می شود.

چه حسی نسبت به رهایی خود دارید؟ حس خوب، امیدوارم با آموزش بر روی پایداری کار کنم.

چه برداشتی نسبت به یک ماه رهایی خود داشتید؟ در این راه تنها نیستم افرادی حضور دارند تا به من بگویند هستم، تا زمانی که بخواهم.

خانم موسوی – در مقابل یک ماه رهایی همسرتان چه گفته ای دارید؟ حس خوب ، قابل گفتن نیست. ما به راحتی به اینجا نرسیدیم با توجه به سختی هایی که داشت برایم بسیار با ارزش است و این را بگویم که ابتدای راه هستیم. زمانی که همسرم یک ماه اعلام رهایی داشت و بخاطر آن ایستادم احساس داشتم دیگران در رهایی ما سهیم هستند و این رهایی برایشان خوشحال کننده است.

آقای کرمی - چرا تصمیم به رفتن مشهد مقدس گرفتید؟ اول به خاطر خودم برای انسانها ثابت شده که در سختی رشد می کنند و بتوانم کاری برای خود انجام دهم.

چرا با خانواده تصمیم به رفتن دارید؟ در گروه خود یاری همیشه گفته شده حضور همیار در راه رهایی کمک کننده و یاری رسان است.

خانم موسوی- شما فکر می کنید که بتوانید به رهپوی خود کمک کنید؟ امیدوارم با آموزش های دریافت شده بتوانم همیشه همیارش باشم. همانطور که با تمام کم و کاستی ها در عملکرد تلاش خود را داشتم که همیارش باشم.

آقای کرمی - هدفتان از نقل مکان به مشهد مقدس چیست؟  کمک کردن به خودم. در مرحله دوم بخاطر اینکه یک نفر دست مرا گرفته و من هم دست دیگران را بگیرم.

آیا پیش بینی سختی های راه را دارید؟ چه راهکاری برای آن پیش می گیرید؟ در همه موارد از راهنمای خودم کمک می گیرم.

چرا تا زمان مدرسه رفتن فرزندتان قصد دارید در نمایندگی مشهد مقدس باشید؟ ابتدا پایدار باشم و در مقابل فرزندم خجالت زده نباشم دوم رضای خدا و کمک به افراد خواهان رهایی

خانم موسوی – در مورد نقل مکان زندگی خود چه صحبتی دارید؟ دوست دارم خود را ثابت کنم که بتوانم این نمایندگی را فعال کرده با توجه به سختی باورهایم قوی کنم و در مقابل آن محکم باشم.

در مورد هدف همسرتان نسبت به ماندگاری در مشهد مقدس نظرتان چیست؟ احساس خوبی نسبت به تفکراتشان در مورد فرزند و آینده مان دارم.

آقای کرمی - هدف نهاییتان نسبت به نمایندگی مشهد مقدس چیست؟ هدف نهایی من همان هدف نهایی مجموعه ایران عاری از اعتیاد است.

چه دیدگاهی نسبت به این نمایندگی دارید؟ این شهر پر جمعیت همچنین مصرف کننده زیادی دارد. دید خوبی دارم انشااللـ.. که بتوانیم برای افراد خواهان رهایی کاری کنیم.

چه لذتی نمایندگی مشهد مقدس می تواند برای شما داشته باشد؟ جشن رهایی یک فرد.

دیدگاهتان از بعد معنوی این نمایندگی چیست؟ در کنار امام رضا(ع) بسیار می توان بر روی این موضوع کار کرد.

خانم موسوی – نظر شما در رابطه با این سوال: همیشه در مشکلاتم اولین کسی را که صدا زدم امام رضا(ع) بوده حتی ماه عسل را به آنجا رفتیم با شنیدن قصد رفتن به مشهد خوشحال شدم و با خود گفتم امام رضا(ع) خواسته که در کنارش باشیم و این را معجزه می دانم. سختی های راه با حضور در کنار بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) کمتر می شود.

آقای کرمی- نظرتان درباره صحبت همسرتان چیست؟ در مورد مسافرت ماه عسل تصمیم گرفتیم اسم فرزند اولمان را رضا(ع) بگذاریم البته ناگفته نماند فرزندم دختر است و نام او را فاطمه زهرا گذاشتیم. در مورد سختی ها ، سختی های راه باید باشد در آسانی هیچ کس به جایی نرسیده.

پیامتان به تازه واردین و حرف آخر : همین که حضور دارند راهشان را پیدا کرده اند مسیر مسیری سخت است تصمیم و اراده قوی می خواهد. در مسیر افتادن مهم نیست ، مهم این است از مسیر نیافتند. حرف آخرم ثابت قدم باشم تا بتوانم به همدردان خود کمک کنم.

خانم موسوی - پیامتان به تازه واردین و حرف آخر : سختی های راه در یک طرف اما شیرینی رهایی می تواند امیدوار کننده و آرامش بخش باشد. حرف آخرم قبل از خداحافظی، هیچ خانواده ای اعتیاد پیدا نکند، نمایندگی مشهد را فعال کنیم و خودمان هم رشد کنیم.

- در آخر برای این دو دوست دعای خیر داریم تا از انجام این ماموریت سربلند بیرون آیند.   (( توفیق رفیق راهتان باد ))

پاینده باد ایرانِ عاری از اعتیاد

/ 0 نظر / 50 بازدید